تبليغاتX
/"> !!!بن بست یک دروغگوی صوورتی
چهارشنبه 3 تیر1388
329
به نخوابیدن و کم خوابیدن خیلی خیلی زیاد عادت کردم!... دیروز بود... پریروز... پس پیروز!:دی تا صبح ساعت ۸ بیدار بودم و بعد با زور خوابیدم تا اگه بخوام درس بخونم کسل نباشم!... برای اولین بار درس خوندنم نتیجه داد و امتحان خوبی دادم! خدایی در خودم نمی بینم بعد از امتحان، بیام و بگم " امتحان خوبی بود!" اما خب با جرئت می تونم برای اولین بار بگم " امتحان خوبی بود! "

* اول صدای یه نفر میاد... بعد این یه نفر می شه دو تا و نم نم می شن چیزی حدود ۱۰-۲۰ نفر که با هم و یکی در میون فریاد می زنن " الله اکبر! "

* آنــ.دره ژیـد چه زیبا گفته که:

" همه چیز پیش تر گفته شده، اما چون کسی گوش نکرده، دوباره بر می گردیم و تکرارش می کنیم! "