خب الان باید نتیجه گیری کنم؟!!!
این چند روز شنیدم که توی تظاهرات مشکلی پیش نیومده! این یعنی اونی که مطلوب منه! اگر خودم نرفتم، یه سری دلایل شخصی داشتم که فکر نمی کنم گفتنش الزامی باشه!...
به هر حال جو داره بهتر می شه!! این راهپیمایی ها داره نظم می گیره!... و امیدوارم به اون هدفی که مدنظره نم نم برسیم!!
+ دانشگاه ها کنسل شده! فکر کن مام حوصله داشته باشیم درس بخونیم... هه!!
هوا بس جوانمردانه مردمی ست!!!...
نمی دونم قراره با این همه اعتراض به کجا برسیم!... نمی دونم اصلا به جایی می رسیم یا نه....! فقط می دونم این وسط یه عده آدم داره از بین میره و من واقعا می ترسم! می ترسم از لحظه ی بعد این اتفاق ها!!
+ فردا و پس فردا امتحان دارم و نمی تونم وارد این جمع ها بشم!!... ترسی ندارم! ترسی از کتک خوردن و کشته شدن ندارم.... فقط مادر و پدری که ازم دورن روزانه منتظرن صدای منو از پشت گوشی اونم کاملا شاد بشنون... مادربزرگی دارم که ظهر زنگ می زنه و ازم می خواد که بیرون نرم!.... می ترسه امانتی که دستش دادن خط خطی شه!...
+ کاش همه چی خیلی سریع خوب بشه!!
به چشم دیدم که آرای احــ.مدی نژاد این آخری ها چقدر زیاد شد و یهو زیر و رو شد!.. فراموش نکنیم که احــ.مدی نژاد با سفر های استانی ش و سر زدن به مناطق محروم و روستاها تونست پیروزی خودش رو تضمین کنه!... توی شهر های بزرگ هم رای کمی نداشت!... مردم ما یکی رو می خوان که خوب براشون حرف بزنه... حالا چه راست، چه دروغ! و احــ.مدی نژاد تونست خیلی خوب عوام فریبی کنه! من یه جورایی دیگه از سنگ شدم و برام مهم نیست!... اعصابم به اندازه ی کافی خوورد شد... سر درد هم گرفتم! دیگه به جهنم... والا! پوستم چروک شه کدوم این کاندیدا جواب گوئن؟!!:دی
مهدی کروبـــ.ی رو خیلی ها یک فرد با محبت و انسان دوست می دونند. شخصی که پیگیر کارهای قانونی زندانیان بوده و با برگزیده شدن او حقوق شهروندی ترقی و آزادی های قانونی ارتقا پیدا می کنه. کروبی تجربه ی مدیریت مجلس دارد، تجربه ی اصلاحات دارد و برای حل مشکلات با جناح های مختلف زبان ِ مذاکره دارد. او برای رسیدن به تاج و تخت(!!!) بدون فکر و آگاهی و تیم ضعیف نیومده!... کاملا آگاهانه و با راهکارهای عقل پسند و تیم فوق العاده قوی پا به این میدون گذاشته!...
میر حســ.ین موسـ.وی یک فردی ست که آوازه ی عدالت و دلسوزی و مدیریت قوی ش رو خیلی خیلی شنیدیم!... در دوره ی موسوی با یک جنگ تمام عیار روبرو بودیم... جنگ که یکی از پیامدهای سخت آن تحریم اقتصادی بود. مشکل اقتصادی که الان یکی از ناب ترین مشکلات و دغدغه هامون شده... اما موسوی در اون شرایط سخت، تونست بر اوضاع تسلط پیدا کنه و ما رو حتی دچار ده درصد گرانی و تورم امروز ِ روز نکرد.این موسوی همون موسوی یه! فقط پخته تر شده و با تجربه ی بیشتر اومده... این موسوی همونه که در آن دوران دغدغه ش آزادی هنرمند و اندیشه و نبود سانسور بود... این رو خیلی از هنرمندانی که آن زمان درگیر مجوز برای فیلم ها و کتاب هاشون بودند، به زبون آوردند. حرفش این بود که حرف ها باید زده بشه... باید انتقاد ها رو شنید تا مشکلات ریز و درشت مشخص بشن و بتوان برای حلشون راهکار ارائه کرد. در کنار این شخصیت بزرگ، یک زنی وجود دارد که در زمان خودش مشهورترین زن مسلمان بوده... یک شخص هنرمند و در عین حال سیاسی... کسی که جسارت خودش را در پست های سیاسی نشون داده. مشکل ایران ِ ما اینه که هنوز مردسالاری نه مطلق، که نیمه مطلق رو داره. با وجود رهــ.نورد در کنار موسوی می توان خوش بین بود که فردی در کنار رئیس جمهور قرار داره که نگاه و بینش و درک عمیقی نسبت به مسائل زن و دغدغه هاش داره! با این وجود من می تونم خوشحال باشم که حل مشکلات ِ من ِ زن، با نگاهی زنانه پیش میره!...
بالاخره باید جو عوض بشه!... باید تحول صورت بگیره... این رای ندادن ها و به من مربوط نیست ها و هر چی خودشون بخوان می شه ها، فقط از دست دادن فرصته!... تویی که تو این خاک داری زندگی می کنی... تویی که روز ِ روزت رو با این مردم و با دولت و با دغدغه های روزانه ی کل ملت، شب می کنی، نمی تونی نسبت به آینده سرزمین ت بی تفاوت باشی... باید نظرت رو بگی... تو اگه برای خودت که عضوی از این گربه ی دوست داشتنی هستی، احترام و شخصیت قائل نشی، می خوای کی قائل بشه؟!! تو باید از جات بلند شی... تو باید نظرت رو بگی... تو باید بگی چه کسی بیاد و مشکلاتت رو حل کنه! این تویی که انتخاب می کنی!... من هم رای می دم!... رای من مشخصا معلوم شد کیه!... اما حمایت خودم رو با بستن اون پارچه ی سبزی که حرمت داره، به بازو و کمربند و بند کفش (!!!) نشون نمی دم!... این پارچه ی سبز،حرمت داره. برای من و تویی که اهل بیت رو می شناسیم، این کار یه نوع بی احترامی به اندیشه هاست! من حمایتم رو با شرکت در همایش ها و آگاهی دادن دوستان و هم سنگر های خودم نشون میدم!
به امید موفقیت ایران عزیزمون!
* هنوز درگیرم! هنوز مایل نیستم بیام و زیاد بنویسم... اما ثانیه ها به انتظار من و تو نمی شینن... چیزی به روز ِ انتــ.خابات نمونده و باید حرفم رو می زدم!... امتحانات هم یکی از مشکلات این روزهامه... باید بیشتر تلاش کنم... وقتی برای گشتن توی این دنیای مجازی ندارم! انشالله تا یک ماه ِ دیگه با یک انرژری فوق العاده قوی و با یک قالب جدید میام!...
چهارشنبه شب نوشت:
مناظره ی امشب واقعا دیدنی بود!...
فعلا یه مدت نیستم! تا کی رو نمیدونم! اینجا رو مهر و موم می کنم!... گویا انرژی م داره به خواب زمستانی میره..
* طلیعه ی نازم تولدت مبارک!:*
* خدا رو شکر ارائــ.ه ختم به خیر شد! یعنی تقریبا به خیر شد... برای ۲شنبه باید کلی داکیومنت تحویل بدم! فردا امتحان و ۳ شنبه امتحان و .... خسته مال یه لحظمه!